جهان نامرئی جن         

 


  • درباره جن:

جن در اصطلاح به موجود ناپیدا گفته می شود و در لغت به معنای پنهان و پوشیده است.مانند جنین یا باغی که بوسیله شاخ و برگ درختان مستور شده باشد را جنت میگویند.

    اما "جن" به معنای مود ناپیدا و دارای عقل ئ شعور نیز آمده است.پس همانطور که از معنی آن معلوم است جن موجودی است دارای فهم و درک و شعور و دارای قدرت تشخیص حق و باطل . جن هم مانند انسان دارای تکلیف شرعی میباشد و حشر و نشر معاد دارد!!! هدف از آفرینش جن هم مانند انسان عبادت کردن خداوند است.جن قبل از انسان خلق شد و خداوند آنرا از شعله های آتش آفرید. و پس از خلقت انسان از همه موجودات خواست که بر انسان سجده کنند و ابلیس که بزرگ طایفه جن بود این کار را نکرد ( بر خلاف تصور خیلی ها که فکر می کنند ابلیس فرشته است باید بگویم قطعا اینطور نیست زیرا فرشتگان معصومند و از جنس نور در حالیکه ابلیس هیچکدام از این شرایط را ندارد!!! ) و از فرمان خداوند سر پیچی کرد هدف از ذکر این نکته این بود که دوستانی که می پندارند جن از انسان برتر است متوجه این مطلب شوند و به قول قدیمی ها اصطلاح "از ما بهتران" را بکار نبرند!!! و دلیل دیگر در اثبات برتری انسان بر جن این است که تمام پیامبران خدا از انسان ها برگزیده شده اند.

   حال به اثبات جن می پردازیم :درسوره72 قرآن  این موجود صریحا معرفی شده است واگر از این موضوع بگذریم می توانیم به این اصل که در جهان چیزهای زیادی وجود دارند که با حواس پنجگانه قابل درک نیستند ولی نمی توان گفت که وجودندارند اشاره کرد!!! مانندالکترون ها و جریان الکتریسیته و نورمادون بنفش و...  و دلیل دیگری دراثبات جن شهادت بسیاری از مردم مبنی بر رویت این موجود و حتی سخن گفتن باآنهامی باشد ...

   و اما این موجودات چه شکل و ظاهری دارند؟ در بلوچستان جن هایی که دیده شده اند بدنی دارند پوشیده از موهای زرد قدی کوتاه دارای سم (مانند حیوانات) و شکاف پشم های آنها عمودی میباشد ( البته این موجود به شکل های مختلفی دیده شده برای مثال شخصا موجودی را که در احضارات دیده ام غیر از این بفاسیر است ) اما بطور کلی جن بر 5 صنف است :

1 .مثل باد در هوا

2 .مانند مار

3 .مانند عقرب

4 .حشرات

5 .به شکل انسان

    چیزی که طایفه جن را قدرتمند جلوه میدهد اینست که از نظرها ناپدید هستند و اینکه قدرت طی الارض دارند یعنی اینکه در یک لحظه از یک نقطه زمین به طرف دیگر آن میتوانند بروند و کارهایی را می توانند انجام دهد که انسان ها بسیار علاقه به انجام آنها دارند که البته تمامی جن ها قدرت کامل ندارند وفقط بزرگان آنها قادر به انجام کارهای بسیار بزرگ هستند.

+نوشته شده در&دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط احمد |

 

   وادی الجن :

این محل مکانی است در بین مکه و طائف که گروه زیادی از اقوام جنیان در آنجا با پیامبر اسلام بیعت کرده و مسلمان شدند ...

    تسخیرات :

جن ها می توانند به انسان در کارها کمک کنند برای مثال شما میخواهید از جایی خبر بگیرید که از لحاظ زمان و مکان برایتان مقدور نیست مثلا میخواهید از مکان طلسمی آگاه شوید و یا آنرا از بین ببرید شما اگر بخواهید از یک جن برای اینکار بگیرید باید اصطلاحا او را تسخیر کنید و این کار با ذکرهای خاصی که در جلسات قبل اشاره شد انجام میگیرد که بسیار خطرناک است و آثار سوء آن ممکن است تا پایان عمر و حتی در نسل شما باقی بماند.

   در پایان باید گفت که جن مانند انسان بر دو جنس زن و مرد میباشد و صاحب فرزند می شود ودارای عمد معینی اسب و مرگ همانند انسان  در کمین اوست و به نظر میاید با این تفاسیر تنها دلیل ترس انسان از این موجود نامرئی بودن آنست و اینهم به دلیل ساختار لطیف و شفاف این موجود است و اگر ضرری از این آنها به کسی میرسد دلیل بر خباثت همه آنها هیست(کما اینکه بعضی انسانها آزارشان بیشتر است) جالب است بدانید که این موجودات نیز مثل آدمیان عاشق می شوند (با این تفاوت که وفادارترند!!!) و بارها دیده شده است که حتی عاشق انسانی شده اند اما باید دانست که ارتباط مداوم با این موجودات آثار سوئی بر فیزیک انسان میگذارد برای مثال زردی چهره و آثار سوء روانی!!! بطور کلی هدف از این بحث ساده این بود که توهمات غلطی که داجع به این مخلوقات خدا در اذهان خیلی ها وجود دارد کمرنگ شود و سئوالات زیادی که دوستان پرسیده بودند پاسخ داده شود و جنبه های خرافی در این مورد از بین برود .دوستان عزیز هرگونه سئوالی که در این مقوله دارند را می توانند از طریق ایمیل بپرسند وخیلی مایل هستم که رویت و اتفاقاتی که در این مورد برای دوستانی اتفاق افتاده را بخوانم برای مثال یکی از رویت های من در یک جلسه احضار موجودی کوچک اندام با بینی بزرک چشم هایی سرخرنگ  و اندامی پوشیده از مو بوده اما در شکل های دیگر نیز دیده شده اند.

 امیدوارم این بحث مورد توجه شما قرار گرفته باشد.

+نوشته شده در&دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط احمد |

 

 آیا دارای دین و مذهب هستند؟

این موجودات دو دسته اند مومن و صالح و دسته دیگر کافر و شرور که دسته صالح آن دارای مذهب های مختلف اند اما جالب اینجاست که "مذهب سنی" ندارند زیرا در واقعه قدیر خم حضور داشته اند!!! و اما گروه شرور آنها که حتما در مورد آزارهای آنها داستان های زیادی شنیده اید.

    جن زدگی چیست؟جن گیر چه شخصی است؟

جن زدگی یک بیماری روحی و روانی است که بر اثر مس ابلیس بوجود میاید که معمولا بر اثر آزارهای نا خواسته که در حق آنها توسط انسان بوجود میاید مثلا چله نشستن های اشتباه و ناقص و گفتن ذکر های مخصوص و...( به همین دلیل از گفتن بعضی موارد بصورت کامل اباع دارم!!! ) جن زدگی را در قدیم ناشی از ورود یک روح شیطانی در کالبد یک انسان میدانستند و اشخاصی نیز بوده اند که اصطلاحا به آنها جن گیر میگفتند که این اشخاص با فنون خاص و علمی که از اجداد خود آموخته بودند به مبادرت یه خارج کردن آن روح شیطانی از بدن شخص جن زده می کردند...

    پناه بردن به جن !!!

در اعراب قدیم رسم بوده که هرگاه در مسافرت در شب به بیابانی میرسیدند از بیم اشرار طایفه جن به عزیز آن بیابان که مهتر طایفه جن بود پناه می بردند به این صورت که فریاد میزدند "ای عزیز این وادی به تو پناه میبریم از شر سفیهان قومت"!!!

+نوشته شده در&دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط احمد |

 

واما جن ها در کجا ها و چه زمانی به فعالیت می پردازند :

آنها در زیر زمین ها خرابه ها و جاهای متروک و قدیمی در شب ها به جشن و بازی می پردازند البته قابل ذکر است که در مکان هایی که فلز به کار رفبه و هوا به شدت در جریان است کمتر دیده میشوند ( یکی از شرایط اصلی احضار مکانی است که حدالامکان فلزی نباشد و هوا در آن جریان نداشته باشد!!! )

    چه می خورند؟ عذای آنها ته مانده غذای انسان و مغز استخوان است...

+نوشته شده در&دوشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط احمد |

 

روش احضار جن

برای احضار جن باید اول ایت الکرسی را خواند سپس چهار قل  خوانده شود و بعد از ان با یک کارد فولادی خطی به دور خود بکشید و سپس سندروس و کندر را در اتش انداخته و مشغول خواندن سوره  (صافات ) میشوید و  وقتی به ایه شهاب ثاقب رسیدید پس از گفتن شهاب ثاقب نام جن مورد نظر خود را میبرید  به این نحه(احضروا یا فلان) وبه جای فلان اسم جن مورد نظر خود را میبرید

استدلال بر وجود عالمى ماوراى اين جهان مادى كه ملائكه و جن بدان تعلق دارنداين موضوعى است كه صاحب تفسير جواهر، همّ خود را به آن مصروف داشته و آن را محور اصليِ بحث قرار داده است. طنطاوى معتقد است كه جن و ملائكه به عالمى تعلق دارند كه از نظرها پنهان است، عالمى كه وحى، ما را ز آن مطلع مى سازد، اما عقل براى آن دليلى ندارد.(1) او در دنيايى زندگى مى كند كه پيشرفت هاى علم تجربى، ذهنيت ويژه اى به مردمان عصرش بخشيده و موجب شده تا بسيارى از مردم، به ويژه روشنفكران، از پذيرش آن چه عقل با آن آشنا نيست سر باز زنند و وجود چنين عوالمى را انكار كنند، اگرچه از طريق نقل ثابت شود، وحى آن را تأييد كند و تماميِ زندگان به آن ايمان آورند.(2) از نظر آنها دست يابيِ علم، به علت بيمارى ها و ناتوانى ها در انسان، حيوان و گياه با كشف ميكرب، موجب مى شود تا نه تنها وجود هر علتى جز سوء تغذيه و حالت هاى قابل مشاهده مشابه براى بيمارى هاى انسان و گياهان و حيوانات را نفى كنيم، بلكه همچنين به ما مى فهماند كه سر منشأ افكار خوب و بدمان را نيز در حالت ها، آموزش ها و استعدادهايمان بجوييم. در اين ميان، ديگر جايى براى ملائكه و شيطان نمى ماند. چگونه مى توان پذيرفت و تصديق كرد كه شياطين ما را گمراه مى سازند و ملائكه هدايتمان مى كنند؟(3)

براى كسانى كه اين گونه مى انديشند نمى توان به وحى و نقل استدلال كرد و بايد راهى غير از اين پيمود و برهانى ديگر اقامه نمود. طنطاوى در پاسخ به اين اشكال، تلاش خود را بر اثبات وجود عالَم ملائكه وشيطان متمركز مى كند و مى كوشد بدون استناد به وحى و نقل، آن

+نوشته شده در&یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 3 بعد از ظهر توسط احمد |

 

 تغذيه جنيان

 از آنجا كه هر موجودی برای ادامه حيات خود احتياج به تغذيه و خوراك دارد جنيان نيز به طور قطع از چيزهايی تغذيه می كنند. چنان كه «ابن بابويه» نقل كرده است: «گروهی از طايفه جن خدمت پيامبر اكرم (ص) شرفياب شدند و عرض كردند: ای رسول خدا چيزی برای خوردن به ما عطا فرما، حضرت هم استخوان و بازمانده غذا را به آنها عطا كرد.» (وسايل الشيعه، جلد۱، ص ۲۵۲)
و نيز امام صادق (ع) می فرمايد: «استخوان و ضايعات غذای جنيان است». (وسايل الشيعه)

+نوشته شده در&یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386ساعت 2 بعد از ظهر توسط احمد |

 

با سلام امروز میخواهم راههای ممکن جهت ارتباط با ارواح را بیان

کنم


(منظور از ارواح موکلین و... هستند)در کتاب انسان روح است

 نه جسد طرق ار تباط با روح مردگان توسط ماده ای بنام اکتو پلاسم

بیان شده است.در فیلم مستند  سفر به ماورا که از نظر بنده مورد

تایید هست یکی از همین مرتبطین با ارواح ادعا میکرد که "من در

بچگی با اجنه همبازی بودم بعد به این قدرت رسیدم"سوال بر اینه

 اگر بعد از مرگ هم روح مستقل از جسم بتواند اعمال خیر یا شر

 انجام دهد اصلابرای چه فرد به دنیا میآید؟لازمهء انجام افعال،جسم

ناسوتی خود انسان است نه اکتو پلاسم شخص دیگر!اگر روح فردی

 با جسم(اکتوپلاسم)ما گناه کند ،در اینصورت در روز قیامت آیا

 میتوان قائل شدکه جسم ما و روح او عذاب بکشند؟؟؟!!!این خلاف

 معاد و توحید و موافق با تناسخ است که انسلاخ روح از بدن ،مثل

جدایی پرنده از قفس است!پس اگر چنین موضوعی حقیقت داشته

باشد(بنده خودم چنین تجربه ای ننمودم)پس بسیار احتمال دارد یک

چنین موجوداتی اصلا روح نباشند بلکه جن هستند!چون افراد مرتبط

 با اینها خودشان در کودکی با اجنه همبازی بودند.دروغ گفتن

هم برای جنها کاری ندارد وقتی خود را امام معرفی میکنند ،میتوانند

 خود را روح هم معرفی کنند.پس معاد چگونه واقع میشود؟با

اکتو پلاسم مردم زنده؟؟؟؟!!!!تازه عذابهای روحی با حالتها و

عذابهای جسمی  ومادی نمیتواند مما ثل باشد.بلکه روح و جسم

 توامان فعلی واحد را انجام میدهند اگر خود روح به تنهایی کافی

 بود نیازی به معاد جسمانی و زنده شدن جسد ها نبود؟پس معنی

 این آیه چیست؟ و نفخ فی الصور فاذا هم من الاجداث الی ربهم

ینسلون.قالوا یا ویلنا من بعثنا من مرقدنا هذا ما وعد الرحمن و

 صدق المرسلون!نمیگوید از اکتو پلاسمنا!!!!!باز هم عده ای

 بیسواد به این اندیشه ها دامن زده اند و چیزی را که اصلا نمیدانند

 و ندیده اند در موردش قلم فرسایی ها نموده اند مثال بنده این است

که:ما انسانها راه مستقیمی میرویم تا به یک بن بست میرسیم .

آنجاست که مغز شروع به تراوشات میکند.اگر پایه عقل باشد

مشکل زود حل میشود اما اگر با اگر و مگر و فلان عارف و

فلان فیلسوف اینجوری گفته باشد،میشود زندگی من و شما.بابا

 قرآن و عقل و فلسفهء مشاء و... همه بااین داستانها مخالفند!

حالا ما بیاییم حرف جن روحنمایی را باور کنیم که معلوم نیست

از کدوم جهنم دره آمده!!!!!


معاد وقرآن و عقل و منطق را دور بیاندازیم و اسم حماقت خودرا

بگذاریم متا فیزیک؟!سوال من اینه با چه سندی شما مطمئنید که این

روح است و جن نیست؟؟بقیه احضار ارواح یک نعلبکی بگذارید بر

روی کاغذ 10 نفر دیوانه را هم جمع کنیم و بگوییم

هوووووووووووووووو   ای روح فلانی بیااااااااا   . و با انگشت

نعلبکی یا فنجان یا پلانشت  را بچر خانیم و مثل دیوانه ها بگوییم

 به به چه روحی احضار شد!!خب اگر روح است که جسم به اون

سنگینی را راه برده حتما میتواند یک فنجان را تکان دهد!دستتان

 را از روی فنجان بردارید ببینم تکان میخوره؟حالا علت حرکت

چیست؟وقتی به یک شیءی مدوّری نیروهای مختلف از زاویه های

 مختلف وارد میشود آن جسم شروع به دوران میکند همین و بس.

می گویید خبر ها را درست میگوید ؟خب کاری نداره کتاب در

بسته را بگویید بخواند.تازه در قوانین میز های مدور احضاری

چرا میگویند نباید از میخ استفاده شود؟این که از موارد لازم

 برای حضور جن هاست؟که مندل را با میله های نوک تیز فولادی

 می کشند تا جلو نیایند!بعد درضمن مگر اعمال انسان وابسته

 به روح و جسم (هردو) نیست؟پس چرا حساب و کتاب انسان

  واعمال او بجز باقیات و صالحات فقط در زمان زنده بودن او

 محاسبه میشود؟دقت نموده اید با اصول دین خود چه کردید؟بنده

 دهها مورد جن زده داشتم که با همین مسخره بازیها شروع به

 احضار ارواح نموده بودند و جنها آنها را به بازی گرفته بودند و

 زمانی که آنها بی ادبی نمودند آنها را مصروع نمودند.باز هم برای

 مزخرفاتی که وجود خارجی ندارند با تخیل خود در سایتها قلم

 فرسایی کنید.ندیده و نشناخته خود و دیگران را به گمراهی بکشید

 و بد بخت کنید .آه حیف از این انرژی جوانی و وقتی که بجای

 اینکه صرف آموختن لا اقل یک زبان خارجی شود،در این

مزخرفهای غیر عقلانی تباه شود.خب آقا شما این نیرو را دارید؟

خب چه جذاب !بیا امتحانی را که گفتم پس بده!لا اقل بگذار خودت

 بفهمی که دیوانه ای!لا اقل به یک دکتر روانپزشک مراجعه

میکنی!انشاء الله خدا همهء اینها را شفا دهد.پس طبق مشترکات

 توحیدی و حدیثی و عقلی و نصوص قرآنی و امتحانهای مادی

و فلسفه صدراییون و مشّاء هیچگونه ارتباطی با ارواح مردگان قابل

 قبول نیست(منظور بنده معصومین نیستند که آنهم فقط در سیر

 برزخی عارض است نه در دنیا که دوستان ایراد گرفتند!) 

حتی اگر بظاهر روح قلابی ما تمام حرفهایش درست

باشد.چون جنهای شیطانی برای گمراه کردن شما ممکن است

راست هم بگویند اما بنده همینقدرش را هم ندیدم که حتی یک

 موردش درست باشد.لازم به تذکره اگر از نیت شما خبر دهند

و ... یک قرا بدرد نمیخورد فقط و فقط باید نامهء دربسته را

 بخوانند همین وهمین.حال میرسیم در مورد ارتباط با جنها.یک

نظر :جنها موجودات بیکاری هستند و منتظرند من چند تا اسم خدا

 را چند هزار بار بگویم ناگهان برای نوکری من سرو دست

میشکنند!یک نظر اگر انسان به در جات بالای روحانیت برسد

 جنها برای بندگی او هجوم می آورند. و نظرات دیگر که در

مطلب بعد کاملا توضیح میدهم

+نوشته شده در&شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط احمد |

 

  داستانی عجیب ولی واقعی

 

زن جوان وقتی پس از ماهها آزار واذیت توسط جن ها ناچارشد تن به خواسته های آنها بدهدو با چشمانی اشکبار در دادگاه کرج حاضر شد. این زن و شوهر جوان پس از چند سال زندگی برای اینکه زن جوان از شکنجه ها و آزار واذیت جن ها نجات یابد طلاق گرفت . 21 تیر ماه سال 1383 زن وشوهر جوانی در شعبه 17 دادگاه خانواده کرج حاضر شدند و درخواست شان را برای طلاق توافقی به قاضی اکبر طالبی اعلام کردند . شوهر 33 ساله این زن به قاضی گفت : من وهمسرم از اول زندگی مان تا حالا با هم هیچ مشکلی نداشتیم ولی حالا با وجود داشتن دو دختر 10 و2 ساله به خاطر مشکلاتی که همسرم به آن مبتلا شده است ناچار شده ایم که از هم جدا شویم. مرد در ادامه حرفهایش گفت : هر شب جن ها به سراغ زنم می آیند واو را به شدت آزار واذیت می کنند من دیگر نمی توانم زنم را در این شرایط ببینم . زن جوان به قاضی گفت : 13 ساله بودم که در یک محضر در کرج مرا به عقد همسرم که 9 سال از من بزرگتر بود در اوردند . درست یک هفته بعد از عقدمان بود که خواب های عجیبی را دیدم .در عالم کودکی بودم و معنای خواب ها را نمی فهمیدم ولی اولین خوابم را هرگز فراموش نمی کنم . آن شب در عالم رویا دیدم که چهار گربه سیاه و یک گربه سفید در خانه مان آمده اند. گربه های سیاه مرا به شدت کتک می زدند ولی گربه سفید طرفداری مرا می کرد و از آنان خواست که کاری به من نداشته باشند از خواب که بیدار شدم  متوجه خراش ها و زخمهایی روی بدنم شدم که به آرامی از ان خون بیرون می زد .

 دیگر ترس مرا برداشته بود حتی روزها وقتی جلوی آینه می رفتم گربه ها را درچشمانم می دیدم . از آن شب به بعد جنگ وجدال های من با چند گربه ادامه پیدا کرد . ( جنها در عالم انسانها و در کوچه و بازار ، معمولا به شکل گربه سانان ظاهر میشوند . البته به هر شکل دیگری هم که بخواهند،متوانند ظاهر بشوند )  در این مورد ابتدا با هیچ کس حرفی نزدم وتنها خانواده من و خانواده او جای زخمها را می دیدند دوران عقد 9 ماه طول کشید چون این شکنجه ها ادامه داشت خانواده ام مرا نزد یک دعانویس در ماهدشت کرج بردند او در کاسه آبی دعا خواند و بعد کاسه را کنار گذاشت به آینه نگاه کردم گربه ها را دیدم آن مرد دعانویس دست وپای گربه ها را با زنجیر بسته بود بعد از آن به من گفت باید چله نشینی کنی وتا چهل روز از چیزهایی که از حیوانات تولید شده استفاده نکنی تا چند روز غذا رشته پلو و عدس پلو می خوردم و این مساله و دستوراتی را که او داده بود رعایت کردم اما روزهای بعد پدر شوهرم که خسته شده بود اجازه نداد که این کار را ادامه بدهم . بعد از جشن عروسی ما، آن گربه ها رفتند .جای دیگر یک گربه سیاه با دوغول بیابانی که پشت سر او حالت بادی گارد داشتند سراغم آمدند .

غولها مرا می گرفتند و گربه سیاه مرا می زد . من با این گربه 5 سال جنگیدم تا اینکه یکی از بستگانم ما را راهنمایی کرد تا مشهد نزد دعانویسی برویم. دعانویس مشهدی از ما زعفران - نبات -پارچه و کوزه آب ندیده خواست. او به کوزه چاقو می زد زمانیکه ما از خانه او خارج می شدیم ناگهان کوزه را پشت سرم شکاند و من ترسیدم .او گفت جن ها را از بین برده است . همان شب گربه بزرگ سیاه در حالیکه چوبی در دست داشت به همراه 13 گربه کوچک سراغم آمدند و مرا به شدت کتک زدند حال یک گربه تبدیل به 14 گربه شده بود .باز بستگان مرا راهنمایی کردند سراغ دعانویس های دیگری برویم. در قزوین پیر مردی با ریش های بلند. در چالوس پیر مردی .در روستای خاتون لر. در تهران و.... حتی 40 هزارتومن پول دادیم و دعا نویسی از اطراف اراک به منزلمان آوردیم و 250 هزار تومن از ما دستمزد خواست اما او که رفت همان شب باز من کتک خوردم. 

 در این 12 سال 10-15 میلیون تومن خرج کردیم اما فایده ای نداشت. حتی در بیمارستان نزد چند روانپزشک رفتیم ولی کاری از دستشان بر نیامد. چاقو قیچی سنجاق هرچه بالا سرم گذاشتم نتیجه نداشت. حتی دعا گرفتم. جن ها کیف دعا را برداشتند و چند روز بعد کیف خالی را در گردن دخترم انداختند . گربه سیاه به اندازه یک میز تلویزیون بود او روی دو پا راه می رفت بینی بزرگ قرمز و گوشهای تیز و چشمان براقی داشت و مثل آدم حرف می زد اما گربه های کوچک چهار پا بودند و جیغ می کشیدند.از زندگی با شوهرم راضی بودم و همدیگر را بسیار دوست داشتیم . اما جن ها از من می خواستند که از همسرم جداشوم .اوایل فقط شب ها آنها را می دیدم اما کم کم روزها هم وارد زندگی ام می شدند . گربه بزرگ مرا بسیار دوست داشت وبا من حرف می زد به من می گفت از شوهرت طلاق بگیر او شیطان وبد دهن است به تو خیانت می کند . شبها که شوهرم می خوابید آنها مرا بالای سر شوهرم می بردند به من می گفتند اگر با ما باشی و از همسرت جدا شوی ارباب ما میشوی اما اگر جدا نشوی کتک خوردنها ادامه دارد . آنها دو راه پیش پایم گذاشتند به من گفتند نزد دعانویس نرو فایده ای ندارد فقط یا از همسرت جدا شو و یا با ما بیا  . آنها شب ها مرا بیرون می بردند وقتی با آنها بودم پشتم قرص بود و از تاریکی نمی ترسیدم چون از من حمایت می کردند . آنها مرا به عروسی هایشان می بردند  فضای عروسی  هایشان سالنی تمیز شفاف و مرتب بود در عروسی هایشان همه نوع میوه بود در عروسی ها گربه بزرگ یک سر میز می نشست ومن سر دیگر میز و پذیرایی آنچنانی از میهمانان می شد آنها به من طلا و جواهرات می دادند .

 در حالیکه ساز ودهل نمی زدند اما صدای آن به گوش می رسید در میهمانی ها همه چیز می خوردم و خوش می گذشت اما وقتی پای حرف می رسید آنها مرا به شدت کتک می زدند فضایی که مرا در آن کتک می زدند با فضای عروسی شان زمین تا اسمان فرق داشت . محله ای قدیمی مثل ارگ بم با اتاق های کوچک در فضایی مه آلود و کثیف که معلوم نبود کجاست در آن فضا فقط گربه بزرگ روی صندلی می نشست و گربه های کوچک همه روی زمین روی کول هم سوار بودند بیشتر ساعاتی که مرا کتک می زدند 3 صبح بودحدود 2 ساعت مرا می زدند اما این دو ساعت برای شوهرم شاید 20 ثانیه می گذشت او با صدای ناله های من بیدار می شد و می دید از زخم ها خون بیرون می زند . زخمها رابا بتادین ضد عفونی می کردم وقتی گربه بزرگ مرا می زدجای زخمها عمیق بود اما تعداد زخمها کمتر بود . گاهی که او نمی زد وبه گربه های کوچک دستور می داد آنها خراشهای زیادی به شکل 7 را روی تنم وارد می کردند حتی صورت مرا با این خراشها شطرنجی می کردند حتی گاهی شبها مرا تا صبح می زدند . شبهایی که قرار بود کتک بخورم کسل می شدم و می فهمیدم می خواهند مرا بزنند. آن ها سه سال مدام به من می گفتند باید از شوهرت طلاق بگیری . در حالیکه دختر بزرگم 7 ساله بود من دوباره باردار شدم . آن ها بقدری عصبانی بودن که مرا تا حد بیهوشی کتک زدند.در 9 ماه بارداری بارها آنها به من حمله می کردند تا بچه را از شکمم بیرون بکشند واو را از بین ببرند شبها همسرم بالای سرم می نشست تا آنها مرا کتک نزنند اما او فقط پنجه هایی که به بدنم کشیده می شد را می دید وکاری نمی توانست بکند .

زمانی که منزل مادرم می آمدم جن ها با من کاری نداشتند و سراغم نمی آمدند اما به محض آنکه پا در خانه شوهرم میگذاشتم آنها اذیت وآزار را شروع می کردند . یک شب پدر شوهرم گفت تا صبح با قمه بالای سرت می نشینم و هر چند وقت قمه را از بالای سرت رد میکنم تا آنها کشته شوند. نزدیکیهای صبح پدر شوهرم چند لحظه چرت زد که با صدای فریاد من بیدار شد ودید بدن من به شدت زخمی و خون آلود است . پدر شوهرم سر این قضیه 4 ماه مارا به همراه اثاثیه مان به منزل خودش برد اما شب که خوابیده بود آنها سراغش آمده و گفته بودند عروست کجاست و او گفته بود در ان اتاق با دخترم خوابیده است. صبح که از خواب بیدار شدم دیدیم صورتم خون آلود است . دیگر کمتر کسی به منزل ما رفت وآمد داشت . یکبار برادرم آمد به منزلمان و دید دخترم مشقهایش را می نویسد ومن حمام هستم اما صدایی از حمام نمی آید بعد از 20 دقیقه که در را باز کرد می بیند من در حمام زیر دوش غرق در خونم .یکبار به دستشوئی رفته بودم و تا 3 ساعت بیرون نیامدم. خواهرانم که نگران بودند در را بازکرده و دیدند تمام بدنم چنگ خورده و جای خراش است .

 گربه بزرگ دوپا علاقه زیادی به من داشت او فقط فردای من را به من می گفت او در مورد من بسیار تعصب داشت و اگر کسی به من توهین می کرد او می گفت تو چیزی نگو تلافی اش را سرش در می آورم . همیشه همه می گفتند آه و نفرین تو می گیرد . من کاره ای نبودم فقط حمایت و تعصب جن ها بود بیشتر اوقات می فهمیدم بیرون چه اتفاقی می افتد حتی خیلی وقتها که قرار بود جایی دعوایی شود من خودم را  قبل از آن میرساندم تا جلوی دعوا را بگیرم . همه به من میگفتند اگر از آنها جواهرات بخواهی برایت می آورند .یکبار از آنها خواستم آنها یک انگشتر بزرگ مروارید که حدود 30 نگین اطراف آن بود برایم اوردند اما گفتند تا یک هفته به کسی نگو و بعد آشکارا دستت کن اما شوهرم آنرا در جیبش گذاشت وبه همه نشان داد .جن ها آمدند آنرا بردندوبه من گفتند لیاقت نداری .

دیگر کم کم نیرویی مرا به خارج از خانه هدایت می کرد و بی هوا بیرون از منزل می رفتم اما نمی دانستم کجا بروم . این اواخر به مدت سه ماه زنی جوان و بسیار زیبا با موهای بلند و طلایی رنگ در حالیکه چکمه ای تا روی زانوهایش می پوشید از اوپن آشپزخانه وارد منزلمان می شد .دختر کوچکم او را دیده و ترسیده بود. روی چکمه هایش از پونز پوشیده شده بود او روزها به خانه ما می امد و بسیار کم حرف می زد و زیبایی و قدرت این زن حیرت اور بود او بدون انکه چیزی بگویم ذهن مرا می خواند و کارها را انجام می داد حتی دکور منزل را تغییر می داد و لباسهای او مانند لباسهای من بود اگر من در منزل روسری به سر داشتم اوهم روسری به سر داشت. او در منزل همه کارها را می کرد اما وارد آشپزخانه نمی شد و چیزی نمی خورد .یکبار برای من گوشت قربانی آورد . تا اینکه همسرم به خانه برگشت و از تغییر دکوراسیون اتاق خواب ناراحت شد و آن را مانند اولش کرد.

  زن چکمه پوش دیگر سراغم نیامد ولی گربه بزرگ گفت همسرت تاوان کارش را می دهد و همسرم به زندان افتاد. این روزهای آخر سه زن ویک مرد به سراغم آمدند و در اتاق پرستاری مرا اذیت می کردند یکی از زن ها شبیه من بود آزار آنها که تمام می شد گربه ها می آمدند . از شوهرم خواستم که از هم جدا شویم  دیگر توان مبارزه با آنها را نداشتم روز ها در حین جمع وجور کردن خانه ناگهان بویی حس کردم بویی عجیب بود می فهمیدم الان سراغم می آیند و مرا به قلعه می برند و کتک می زنند. ناگهان بیهوش می شدم گاهی تا 48 ساعت منگ بودم راه میرفتم و غذای زیادی می خوردم اما خودم چیزی نمی فهمیدم. صبح روز بعد زوجین در دادگاه حضور یافتند روی صورت زن جوان زخم عمیق سه چنگال با فاصله ای بیشتر از دست انسان وجود داشت و صورت و دست های زن خون آلود بود .

در 10 مرداد حکم طلاق صادر شد. زن جوان گفت جن ها دیشب آمدند ولی دیگر مرا نمی زدند آنها خوشحال بودند و گفتند اقدام خوبی کردی آن را ادامه بده این زن جوان گفت : رای طلاق را دوماه بالای کمد گذاشتم و اجرا نکردیم آن ها شب سراغ من آمدند ومرا وحشتناک کتک زدند طوریکه روی بدنم خط ونشان کشیدند. با همسرم قرار گذاشتیم ساعت 19 عصر روز بعد برای اجرای حکم طلاق به دفترخانه برویم و حضانت دو دختر م به همسرم سپرده شد . ساعت 17 آنروز قبل از مراجعه به محضر همسرم مرا نزد دعانویسی برد. مرد دعانویس به همسرم گفت : اگر زنت را طلاق بدهی جن ها او را می برند و از ما 10 روز مهلت خواست تا جن ها را مهار کند. خانواده ام گفتند تو که 12 سال صبر کردی این 10 روز را هم صبر کن اما در این ده روز کتک ها شدیدتر بود طوری که جای زخمها گوشت اضافه می آورد حتی سقف دهانم را زخم کرده بودند و موهای سرم را کنده بودند . چند بار مرا که کتک می زدند دختر کوچکم برای طرفداری به سمت من دوید اما آنها دخترم را زدند.پس از اجرای حکم طلاق جن ها خوشحال بودند بعد از آن چند بار به منزل همسرم رفتم تا کارهایش را انجام دهم و خانه اش را مرتب کنم اما جن ها با عصبانیت سراغم آمدند و دندان قروچه می کردند . بعد از طلاق که به خانه پدرم به همراه دو دخترم برگشتم دیگر آنها سراغم نمی آیند ومرا نمی زنند. تا چند وقت احساس دلتنگی به آنها دارم اگر بخواهم می توانم آنها را ببینم .

+نوشته شده در&پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 11 بعد از ظهر توسط احمد |

 

 

((  آمدن زعفر جنی به قصد یاری امام حسین علیه السلام ))

هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و بزرگان طوایف جن را دعوت نموده و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود . در همین حال ناگهان متوجه شد که از زیر تختش صدای گریه و زاری  می اید. زعفرجنی گفت :(( کیست که در وقت شادی ، گریه می کند؟!)) دراین هنگام دو نفر از جنیان حاضر شدند وزعفر از آنان سبب گریه را پرسید .آنان گفتند : (( ای امیر ! وقتی که ما را به فلان شهر فرستادی ، در  حین رفتن به آن شهر  ، عبور ما به رودفرات افتاد که عربها به ان نواحی نینوا می گویند .  ما دیدیم که درآنجا لشکریان زیادی از انسانها جمع شده ودر حال جنگ هستند .

وقتی که نزدیک آنان شدیم ، مشاهده کردیم که حضرت حسین بن علی علیه السلام ، پسر همان اقای بزرگواری که ما را مسلمان کرده ، یکه و تنها برنیزه ی بی کسی تکیه داده و به چپ وراست خود نگاه می کرد ومی فرمود : ((آیا یاری دهنده ای هست تا ما را یاری دهد ؟!)) و نیز شنیدم که اهل و عیال آن بزرگوار ، فریاد العطش العطش بلند کرده بودند . وقتی که این واقعه ناگوار  را مشاهده کردیم فی الفور خود را به بئر ذات العلم رساندیم تا شما را خبر نماییم که اکنون پسر رسول خدا (ص) را به شهادت  می رسانند .)) به محض اینکه زعفر جنی این سخنان را شنید ، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند .

 خود زعفر گفته است : (( وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ رالشکریان دشمن فراگرفته است ، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم . ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از  طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف ، ودر یک طرف دیگر  اسرافیل ، ملک ریاح ( فرشته بادها ) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از ادم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند . تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران ( ص ) آغوش  خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود:(( پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم .))

حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان  با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود  و در هر نفسی که میکشید  ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا" توجهی به هیچ گروهی از ان فرشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی دادتا خدمت ان حضرت برسم  .

 

همانطور که از دور نظاره میکردم ودر کار ان حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که اقا امام حسین  علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام   همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما امده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر  ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت  بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟!  حضرت فرمود :  خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم  . اگر من در جای خود بمانم  خداوند بوسیله چه کسی این مردم  نگونبخت را مورد  امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد ...

 

جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم  و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم  ولی باید حجت بر مردم تمام شود  تا (( آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و انکس که هدایت می شود  با دلیل هدایت شود .))

 

من (زعفر ) به امر آن حضرت مایوسانه برگشتم  .وقتی که ما جنیان به محل خود رسیدیم ، بساط شادی را جمع کرده و اسباب عزا را فراهم کردیم . مادرم به من گفت : پسرم چه میکنی ؟! کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت بر گشتی ؟!

 

گفتم :مادر ! پسر ان بزرگواری که ما را مسلمان کرد ، اینک در کربلا در چنان حالی است که من رفتم تا یاریش کنم اما ان حضرت اجازه نفرمود و چون امر امام واجب بود ، باز گشتم  .مادرم  وقتی که سخنان را شنید ، گفت : ای فرزند ! تو را عاق می کنم . من فردای قیامت در جواب مادرش حضرت فاطمه (س )  چه بگویم ؟! زعفر گفت : مادر ! من خیلی ارزو داشتم تا جانم را فدای انحضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمود . مادرم گفت : ((بیا برویم ، من همراهت می آیم . مادرم جلو و من با لشکریانم از پشت سرش ، دوباره به سوی کربلا حرکت کردیم  . )) و هنگامی که به انجا رسیدم ، از لشکریان کفار صدای تکبیر شنیدم  و چون نگاه کردیم ، دیدیم  که سر مبارک و درخشان اقا امام حسین علیه السلام  بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه های حرم بلند است . مادرم  خدمت حضرت امام سجاد علیه السلام رسید اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد  ولی ان حضرت اجازه نداد و فرمود : (( در این سفر همراه ما باشید و در شبها  اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای شتران بر زمین نخورند .))

 

در نتیجه جنیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا حضرت سجاد علیه السلام  آنان را مرخص فرمود .

 

زعفر آمد با   سپاه  بی شمار                      در حضور آن ولی کردگار

ایستاد  از   دور   با صد احترام                     کرد با سلطان مظلومان سلام

عرض کرد ای خسرو دنیا و دین                     بنده ی درگاه ، زعفر را ببین

هست حاضر زعفرت با این سپاه                   بهر یاری ای غریب بی پناه

اذن  فرما   بر    سپاه   جنیان                      تا بگیرند داد  تو  از  کوفیان

لشکر جن هست از جان یاورت                     اذن ده گیرند  خون اکبرت

این فرات از چه به رویت بسته اند                 اهل بیتت از عطش دل خسته اند

اذن ده   بر    لشکر حق   از کرم                   تا رسانند آب بر اهل حرم

ذاکرا  رو   در     پناه      شاهدین                  تا شود نام تو  تاج الذاکرین

 

+نوشته شده در&پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 11 بعد از ظهر توسط احمد |

 

نظر ملاصدرا درباره جن

صدر المتالهين شيرازی معروف به ملا صدرا می نويسد:((جن را وجودی در اين جهان حس و وجودی در جهان غيب و تمثيل((عالم مثال))است،اما وجودشان در اين جهان هيچ جسمی که آن را نوعی از لطافت و اعتدال باشد نيست،جز آن که روحی در خور آن و نفسی که از مبدا فعال بر آن اضافه شده است می باشد آنان بدنمای لطيفی دارند که در لطافت و نرمی متوسط بوده و پذيرای جدائی و گرد آمدن است،چون جدا گشت،قوامش نازک و حجمش لطيف گشته و از ديگرن پنهان می گردد.

خداوند جن را در پنج صنف آفريده است

پيامبر اکرم(صل الله عليه و آله)می فرمايد:((خداوند جن را در پنج صنف آفريده است:صنفی مانند باد در هوا و صنفی به صورت مارها،و صنفی به صورت عقربها و صنفی حشرات و زمينی اند و صنفی از آنها مانند انسانند که بر آنها حساب و عقاب است.))

((و ان من شیء الا يسبح بحمده و لکن لاتفقهون تسبيحهم)) و هيچ نيست مگر اينکه تسبيح گوی به حمد خداست،ولکن شما تسبيح آنها را نمی بينيد.

۶:آيا شيطان همان ابليس است؟

شيطان برخلاف آنچه بعضی پنداشته اند اسم خاص برای ابليس نيست بلکه مفهومی عام دارد و شامل هر موجود متمرد و طغيانگر و خرابکاری می شود خواه از جن باشد يا از انسانها و غير آنها.

۷:چه موقع آفرينش جن اتفاق افتاده؟

در کتاب اثبات الوصيه آمده است که جنيان ۷۰۰۰ هزار سال پيش از آدميان آفريده شده اند.

۸:مسجد الجن کجاست و در آنجا چه اتفاقی افتاده است؟

محل ديدار رسول اکرم(صل الله عليه و آله)با برخی از فرستادگان جنيان که در مکه معظمه در نزديکی پل حجون قرار دارد.

۹:دليل وجود جن چيست؟

ما وجود جن را به عنوان يکی از اصول مسلم قرآنی می پذيريم.اگر چه عده ای منکر وجود آنها هستند و اين موجودات نامريی را توهم ضعيف و غير قابل قبول می پندارند حتی عده ای می گويند در هنگام تبديل ميمون به انسان عده ای در بين ميمون و انسان مانده اند که همان جنها هستند و حتی بعضی ها هم گفته اند جنها همان انسانهای جنگلی هستند که بعضی مواقع به شهر می آيند و مردم را می ترسانند!!!.

اما قرآن جن و شيطان را به عنوان يک واقعيت مطرح کرده و ما نيز بايد آنها را به عنوان يکی از واقعيات قرآن بپذيريم.همچنين وجود جن را می شود از دو راه اثبات کرد.يکی نظر علمی زيرا در جهان هستی با اين گستره،چيزهای بسياری وجود دارد که برای ما قابل رويت نيستد مثل الکترونها،امواج الکتريسيته نورهای ماوراء بنفش و مانند آنها،اما علم و دانش توانسته است وجود آنها را اثبات نمايد.پس صرفه اينکه با حواس خود قادر نيستيم آنان را درک و حس کنيم دليل نبودن آنها نيست.

دليل دوم:از نظر تجربی هم بسيارند کسانی که جنيان را ديده اند و حتی با آنها سخن گفته اند.

۱۰:آفريدگان عاقل خدا؟

آفريدگان عاقل سه دسته اند:۱ـ آدمی که از خاک درست شده است.۲ـ فرشته از نور.۳ـ جن از آتش.

۱۱:آيا جنها هم مانند انسانها زن و مرد دارند؟

گروه جن دارای مذکر و مونث هستند مانند انسانها توليد مثل می کنند و دارای فرزند می باشند.

۱۲:جنيان نيز مانند انسانها دارای اختيار می باشند؟

چون بعثت پيامبران و اوليای الهی بر همه جن و انس می باشد پس جنيان نيز مانند انسانها دارای اختيار می باشند و با ميل خود،همراه با استدلال عقلی می توانند دين انبياء الهی را قبول،يا رد کنند عده ای که به پيامبران الهی ايمان آورند و اعمال نيک انجام دهند مانند انسانها پاداش می گيرند.و آنان که از فرامين سرپيچی نمايند به عذاب سخت الهی دچار خواهند شد چرا که خداوند می فرمايد((و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون))((ما جن و انس را نيافريديم مگر برای آنکه (خدا را)پرستش نمايند.

۱۳:پناهنده شدن مردم به جن:علامه طباطبايی(ره)در تفسير الميزان درباره پناهنده شدن مردم به جن چنين می فرمايد:مراد از پناه بردن انس به جن بطوريکه گفته اند اين است که در عرب رسم بوده وقتی در مسافرت در شب،به بيابانی برميخوردند از شر جانوران و سفهيان جنی به عزيز آن بيابان که سرپرست جنيان است پناه می بردند و می گفتند:من پناه می برم به عزيز اين وادي،از شر سفهاء قومش.

۱۴:جن و خرافات:مردم نا آگاه خرافات زيادی درباره اين موجود ساخته اند به همين جهت وقتی کلمه جن گفته می شود مثلا در زمانهای قديم در اتاق زنی که تازه وضع حمل کرده بود آهن يا آهنربايی قرار می دادند.يا با کودکان خود قطعه ای از شیء فلزی که اغلب سنجاق قفلی بود همراه می کردند و معتقد بودند اين اشيا فلزی آنها را از اذيت و آزار جن حفظ می کند.اما امروزه با بالا رفتن فرهنگ مردم،خرافات نيز به حداقل رسيده است.

۱۵:وادی الجن چه جايی است؟

سرزمينی است بين مکه و طائف که گروهی از جنيان به محضر رسول اکرم(صلی الله عليه و آله) و ايمان آوردند.

۱۶:آيا جن سنی وجود دارد؟

خير،علامه طباطبائی فرموده است که:استاد ما مرحوم آقا سيد علی قاضی حکايت کرد که کسی از جنی پرسيده است طايفه جن مانند انس دارای مذاهب گوناگون اند جز اينکه سنی ندارند برای اينکه در ميان ما کسانی هستند که در واقعه غدير خم حضور داشتند و شاهد ماجرا بوده اند.و صد البته اين است که رئيس کل جنيان يعنی سعفر بن زعفر بر روی سينه اش گردن بندی دارد که بر رويش نوشته شده(يا ابا عبدالله الحسين)يا (السلام عليک يا ابا عبدالله). داستانی در باره جن و سعفر جنی را می توانید در اینجا بخوانید.

۱۷:آيا زندگی در هوا و زمين برای جن ممکن است؟

ابن خرم در کتاب الفصل می نويسد:طايفه جن امتی هستند دارای عقل،فکر و قدرت تميز که به ايشان از طرف خدا وعده و وعيد نازل شده و آنها نيز پذيرفته اند.

آميزش می کنند اولادی از آنها بوجود می آيد و مرگ نيز آنها را در بر می گيرد و چون جسمشان زود فنا می شود احتياج به قبرستان ندارند و تمامی مسلمانان نيز بر اين امر توافق و اجماع دارند جنيان دارای اجسام لطيف،شفاف و هوائی هستند يعنی زندگی در هوا و زمين برای آنها امکان دارد زيرا عنصر آنها از آتش است.همچنانکه عنصر انسانها از خاک است.

۱۸:آيا جنيان غذا هم می خورند و اگر می خورند چه نوع غذايی می خورند؟

طبق روايات جنيان غذا هم می خورند و غذای آنان بازمانده غذای انسان و مغز استخوان غذای جن را تشکيل می دهد چنان که ((ابن بابويه)) نيز نقل شده که:گروهی از طايفه جن به خدمت پيامبر اکرم (ص)شرفياب شدند و عرض کردند:يا رسول الله چيزی برای خوردن به ما عطا کن.حضرت استخوان و بازمانده غذا به آنها عطا کرد.

۱۹:فلسفه خلقت جن چيست؟

((و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون))

ما جن و انس را نيافريديم مگر برای آنکه (خدا را)پرستش نمايند پس همانطور که از اين آيه بر می آيد فلسفه خلقت جن برای عبادت و پرستش خداوند می باشد.

۲۰:آيا عده ای از جنيان در خدمت حضرت سليمان (ع) بودند؟

يکی ار نعمتهای خداوند متعال به حضرت سليمان اين بود که علاوه بر بسياری از آدميان،جن و شيطان و حتی پرندگان و وحوش در اختيار و تسخير او قرار داشتند و زبان همه آنها را می فهميد و به راحتی با آنان صحبت می نمود و قرآن کريم نيز به اين مساله اشاره دارد.

۲۱:جن و شيطان ميکروب نيستند!؟

در پاره ای از روايات می خوانيم که امير المومنين(ع) فرمود:از قسمت شکسته ظرف و دستگيره آن آب نخوريد زيرا که شيطان روی دستگيره و قسمت شکسته ظرف می نشيند.اين روايت و رواياتی ديگر سبب شده که عده ای جن و شيطان را نوعی ميکروب بنامند اما اين نظريهکاملا غلط و نادرست می باشد.و تصريح قرآن به جن به عنوان موجودی مختار و دارای که در ثواب و عقاب و داخل شدن در بهشت و جهنم با انسان مساوی هستندبه خوبی نشان می دهد که جن و شيطان هيچ ارتباط منطقی و عقلی با ميکروب ندارند.در مورد حديث بالا می توان گفت که چون در زمان آن حضرت هنوز علوم پيشرفتی نکرده بود و مردم با معنی و مفهوم ميکروب آشنا نبودند حضرت برای اينکه متوجه وجود امراض در قسمت های شکسته و دستگيره ظرف شوند از لفظ شيطان استفاده کرده اند.

۲۲:آيا جن و شيطان می خوابند؟

تنها ذات اقدس احديت است که نمی خوابد و همه مخلوقات از خواب ناگريزند حتی فرشتگان.پيغمبر اکرم(صلی الله عليه و آله و سلم) نيز می فرمايند:خواب بر چهار گونه است:

  1. پيامبران به پشت می خوابند.
  2. مومنين به دست راست می خوابند.
  3. کافران و منافقين به طرف دست چپ می خوابند.
  4. و شياطين به رو می خوابند.

اين حديث اشاره به چگونگی خواب شياطين،که از جن می باشند دارد و انسان را از اين گونه خوابيدن برحذر می دارد.

۲۳:آيا طايفه جن بهشت و جهنم دارند؟

در تفسير فخر رازی در پاسخ به اين سوال که شيطان و بدان از جن از آتش خلق شدند پس چگونه هيزم آتش بر آنها اثر می کند بر آمده است:درست است که از آتش خلق شدند ولی تغيير کيفيت داده و گوشت و خون می شوند و ابن عربی هم در اين باره می گويد:عذاب شياطين جنی و اکثرا به زمهريز يعنی سرمای شديد است و نيز روايت است که از امام(عليه السلام)پرسيدند:آيا مومنين از جن به بهشت داخل می شوند؟فرمود:نه ولی برای خداوند باغهايی بين بهشت و جهنم است که ايشان و فساق شيعه در آنجا خواهند بود.

۲۴:جن زدگی چيست؟

جن زدگی يعنی بيماری روانی و جنون که در اثر مس شيطان اتفاق می افتد.علامه طباطبائی در تفسير الميزان درباره اين امر تصريح دارند که:هرچند همه ديوانگان بر اثر مس شيطان ديوانده نشده اند؛اما بعضی از جنون ها در اثر مس شيطان رخ می دهد.

۲۵:تسخير جن توسط حضرت سليمان(ع):در قرآن کريم راجع به تسخير جن و شيطان،تنها درباره حضرت سليمان آمده است که از نعمت هايی که خداوندبه آن حضرت عطا کرد علاوه بر بسياری از بنی آدم،جن نيز در اختيار ايشان بودند،چنانکه در قرآن نيز می خوانيم:

((و من الجن من يعمل بين يديه باذنه))

((برخی از جن پيش روی او به اجازه پروردگارش کار می کنند))               (سوره سبا آيه ۱۲)

۲۶:جن گيری چيست؟

برخی از انسانها ممکن است که مورد هجوم شيطان و يک جن شرير قرار گيرند و به اصطلاح مجنون و جن زده بشوند در چنين شرايطی از قديم يک سری آداب و رسوم به عنوان جن گيری انجام می شود و مبتلايان،با انجام آداب و شيوه هايی که شخص جن گير از اجداد و نياکان خود به ارث برده درمان می شوند و شيطان و جن شرير از کالبد آنها خارج می شود.

البته امروزه سير تکاملی علم،نظر دانشمندان را مخصوصا در قاره آمريکا و اروپا بوجود موجودات نامرئی و عالم ماوراءالطبيه منتقل نموده است و لذا شبهه اينکه ((آيا در روی زمين چنين موجودی وجود دارد يا خير؟))را از مرحله محال بودن به مرحله امکان تنزل داده:حتی کتابهائی راجع به ((احضار ارواح))تاليف و تا اندازه ای هم پيشرفت نموده اند.البته ناگفته نماند که آنها از((جن))به ((ارواح شرير)) تعبير می نمايند اما آنچه را به وسيله ميزگرد و غيره بعنوان ارواح بشر و ارواح شريراحضار می نمايند،چيزی جز همان جن نيست زيرا آنها هيچگونه تسلطی بر روح انسان ندارند تا بتوانند احضارش کنند.

۲۷:آيا شباهتی بين انسان و جن وجود دارد؟

در بلوچستان جن ها را شبيه انسان ولی با کالبدی کوتاهتر و پوشيده از موهای زرد ظريف می دانند که شيار چشمان آن ها عمودی و پاهای آنان مثل چهار پايان سم دارد. اين موجودات بسيار شبيه انسانها هستند که در همه جا وجود دارند ولی در دل شبها فعاليت آنها بيشتر شده و طبق شنيده ها مجالس عروسی يا بزم خود را در حمام ها،سرداب ها،مخروبه ها،گورستان ها،زيرزمين ها،آب انبارها و غيره برپا می کنند.و شبها در خانه هايی به بازی و گشت مشغول هستند و چه بسا بارها از روی رختخواب انسانهای به خواب رفته هم عبور می کنند ريختن نجاسات يا آب داغ به زمين و يا لگد مال کردن بچه جن ها ممکن است والدين آنها را مجبور به انتقام جويی کند.

+نوشته شده در&پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 11 بعد از ظهر توسط احمد |

 


    آيا جن علم غيب دارد


    قابليت های موجود در جن كه ناشی از نوع خلقتش می‌باشد (مانند پنهان بودن از چشم، طی مسافت كردن و غيره) اين تصور را در ذهن انسانها ايجاد می‌كند كه اين موجودات از عالم غيب آگاهند. البته بسياری از ارتباط برقراركنندگان آگاهانه به قصد سوؤ استفاده و فريب مردم و يا ناآگاهانه به اين باورها دامن زده اند، ولی حقيقت آن است كه تنها خداوند است كه آگاه به غيب می‌باشد و لاغير، چنان چه می‌فرمايد: «خداوند دانای غيب است و غيب خود را بر هيچ كس آشكار نمی سازد، مگر بر آن پيامبری كه از اوخشنود باشد». و البته بسيار ديده شده در جريان همين احضار روح كه ما آن را احضار جن می‌دانيم، جنيان توانسته اند پاسخ های درست و مناسبی را ارائه دهندكه آن را نبايد ناشی از علم غيب آنان دانست، زيرا جنها از آنجايی كه به راحتی می‌توانند طی طريق كنند، می‌توانند از همنوعان خود كه در جريان ماجرا قرار دارند پاسخ را جويان شده و به شخص رابط اطلاع دهند و يا از امكانات ديگری استفاده كنند كه ما از آن بی خبريم. به هر حال علم غيب چه برای انسان و چه برای جن منتفی است مگر برای عده ای خاص كه از طرف خداوند اين توانايی برايشان ممكن می‌شود.

+نوشته شده در&پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 11 بعد از ظهر توسط احمد |

 

 ارواح شرير كدامند و چه تفاوتی با جن دارند؟ 


    مطالعات بر روی آثار بشر بدوی از قبيل نقاشی ها و كنده كاريهای غارها نشان می‌دهد كه انسان از ابتدای آفرينش وجود موجوداتی غير از خود را در محيط پيرامونش حس كرده است. موجوداتی كه ترس، وحشت و حتی نوعی پرستش و كرنش را در آنها ايجاد می‌كرده است. پس از اختراع زبان و خط، هر قوم و قبيله ای نامی برآنان گذاردند و برای ارتباط يا دفع آنان آدابی را برای خود قائل شدند و اين آداب نسل به نسل تداوم يافت چنان كه امروز هنوز در افريقا رسومی با همان روش سنتی برای ارتباط با اين موجودات و يا دفع آنان صورت می‌گيرد. به عنوان مثال در آيين مسيحيت، جن گيری يك سابقه ديرينه دارد كه اغلب كشيش ها اقدام به آن می‌كنند و در واقع معتقدند كه شيطان در قالب جسم فردی رسوخ می‌كند. البته تقريبا به غير از مسلمانان همگی اين موجودات را ارواح شرير می‌نامند و برای دفع شر آنان اعتقادات مخصوص به خود دارند. مثلا برخی از اروپاييان امروزی بر مبنای يك تفكرسنتی وقتی در خيابان راه می‌روند دستهای خود را تكان می‌دهند تا از ارواح شرير دور بمانند و يا در روز معينی از سال مراسمی برپا می‌كنند كه در آن عده ای بسيار از مردم لباسی شبيه به لباس اتاق عمل می‌پوشند، بوقی در دست می‌گيرند و در آن می‌دمند. اما بنا بر اعتقادات مسلمانان تنها موجودات ماوراؤالطبيعه فرشته ها و جن ها هستند و روح انسان وقتی كاملا از بدن انسان خارج شود، نه تنها قدرتی ندارد بلكه انسان هم نمی تواند هيچ گونه تسلطی برآن داشته باشد، مگر به خواست خداوند.


    در كتاب «ارتباط با ارواح» اين طور آمده: «تسلط ارواح عقب مانده بر انسانها را در اصطلاح عاميانه «جن زدگی» می‌گويند كه در واقع به همان مفهوم افسون و تسخير است. ما استفاده از اين اصطلاحات را به دو علت صلاح نمی دانيم؛ اول اين كه، جن واژه ای است مخصوص موجودات هوشمند كه برطبق روايتی عاميانه معمولا برای ايجاد شر خلق گشته اند، و همواره محكوم به بدی كردن می‌باشند حال آنكه هيچ موجودی به خاطر بدی كردن آفريده نمی شود، مشيت پروردگار چنان است كه راه تكامل و
    تعالی همواره به روی تمام موجودات هوشمند باز باشد. دوم اين كه اصطلاح «جن زدگی» غالبا بدين معنی به كار می‌رود كه جسم شخص جن زده را يك جن ديگر و يا روح متصرف شود. يعنی در واقع دو نوع سكونت در قالب يك بدن و اين فقط يك نوع استثناست نه يك تصرف يا دشمنی و آزار، بدين جهت واژه جن زدگی به مفهوم عاميانه آن برای ما قابل قبول نيست»..


    آنچه از اين متون و بسياری از متون ديگر برمی آيد اين است كه واژه «جن» در فرهنگ های ديگر نيز وجود دارد ولی عموما آن را شيطان و يا ارواح شرير می‌نامند. در حالی كه ما مسلمانان معتقديم كه در ميان جنيان، جن صالح و نيكوكار نيز وجود دارد.


    اسماعيل حسين زاده سرابی در كتاب «سيمای جن»اين طور می‌نويسد: «سالها پيش در مشهد مسئله احضار روح غوغايی عجيب به راه انداخته بود تا اين كه دو نفر از علمای معتبر مشهد خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور، از نزديك جريان حركت ميز را مشاهده كردند. در جلسه ديگر يكی از آن دو درخواست كرد كه ميز (مقصود ميز مخصوص احضار روح است كه روی آن همه حرفها نوشته شده و جنها توسط اشاره ای ميز راتكان می‌دهند تا روی حرف مورد نظر بايستد) را بگردانند، اين عالم چون دارای علوم و معنويت خاصی بود و راه مكالمه صحيح با موجودات نامرئی را بلد بود، گرداننده ميز را به اسمايی كه حضرت سليمان (ع) می‌دانست و با آن اسما جنيان را مسخر كرده بود، قسم داده و پرسيده بود: شما روح انسان هستيد يا موجودی ديگر؟ و شروع به خواندن حروف الفبا كرده در نهايت اين جمله ها حاصل شد: من جن هستم». زمرديان نيز در كتاب «شيطان كيست» می‌گويد: «مدتهاست (ارتباط گيرندگان با روح) با وسيله های گوناگون با جن تماس می‌گيرند... البته جن خود را به آنها با نام روح يكی از افراد معرفی می‌كند و آنها بر اين باورند كه با روح آدمی تماس گرفته اند، در حالی كه اغلب تماس آنها با جن و شيطان است.»


+نوشته شده در&پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 11 بعد از ظهر توسط احمد |

 

درخواست ازدواج جن از انسان
حجه الاسلام آقا سید محمد ابراهیم حسینی (صدر)نقل فرمودند که :من در سال1374 در روستای کرزان از توابع تویسرکان منبر می رفتم.روز تاسوعا بود. بامیزبان خود اقای محمود افشاری برای گردش به صحرا رفتیم .پدری با دوفرزندش را دیدیم که لوبیای قرمز می کاشتند.بعد از احوالپرسی سخن معجزه ائمه به میان آمد.آقای کریمی داستان جالبی نقل کرد وگفت :یکی از بچه ها به نام عباس مرد متدین ودقیق در انجام تکالیف شرعی است که با مادر وهمسر خود زندگی می کند.روزی از محل کار خود خارج شده به سوی منزل میرود در بین راه صدای دختری به گوش میرسد که ایشان را با نام صدا میزند.وقتی که بر میگردد دختری زیبا با قیافه بسیار دلفریبی را مشاهده میکند آن دختر اظهار می کند عباس من عاشق تو شدم و در خواست ازدواج با تو را دارم .عباس با شنیدن این کلام در حالی که از اتهام مردم هراسان است که در کوچه با چنین دختری مشغول صحبت گردیده گفت : من همسر و مادری در تحت تکلف خود دارم و هیچ گونه توانایی اراده دو همسر ومادرم را ندارم .دختر اظهار میکند که من از شما توقع مخارج وغیره را ندارم بلکه نیازهای مادی شما را هم هرچه باشد برطرف خواهم کرد . عباس می گوید چون نمی خواستم در جایی که مردم متوجه بودند با او صحبت کنم تا مبادا آبرویم خدشه دار شود لذا بی اعتنایی کرده و به سوی منزل روانه شدم . وقتی به منزل رسیدم دیدم جلوتر از من آمده و در منزل نشسته است .گفتم: من تا به امروز اصلا تو را ندیده ام تو چطور ندیده عاشق من شده ای؟ گفت : من از طایفه جن هستم انسان نیستم ولی چکنم عاشق و دلباخته تو شده ام از تو تقاضای ازدواج دارم و تمام زندگی ترا تضمین میکنم که با خوشبختی زندگی کنی .عباس میگوید او هرچه اصرار می کرد من مخالفت میکردم تا اینکه گفت : عباس من میروم تو تا فردا با مادر و همسرت مشورت کن. در همین حال مادر وهمسرم نشسته بودند گفتند : گویا تو با کسی صحبت میکنی ما که غیر از تو کسی را نمی بینیم من جریان را شرح دادم مادرم گفت : عباس جن زده نشده باشی؟ آن روز گذشت فردا من طبق معمول به دکان رفته مشغول کار شدم ودر وقت همیشگی به خانه بر گشتم وقتی که وارد شدم دیدم باز آن دختر نشسته و منتظر است . بعد از سلام و جواب گفت : عباس! با مادر وهمسرت مشورت کردی؟ گفتم: دیروز من به تو گفتم من نیازی به ازدواج دوم ندارم و خواهش میکنم که دست از من بردار. او گفت : من در عشق تو بیقرارم و می سوزم استدعا میکنم با من ازدواج کنی و همین طور اصرار میکرد .گفتم : خلاصم کن من ابدا به ازدواج دوم تن نخواهم داد باز دیدم رهایم نمی کند ناچار برای خلاصی خود سیلی محکمی به صورتش زدم . نگاه به من کرد وگفت: اگر من چنین سیلی به تو بزنم زنده نخواهی ماند .در همین حال وقتی از من مایوس شد یک سیلی به من زد .دیگر نفهمیدم جریان چه شد وقتی مادر وهمسرم می بینند من نقش زمین شدم مرا به پزشک می رسانند . ولی چون کاملا لال شده بودم از معالجه من نا امید می شوند. عباس بعد از مدت مدیدی با همین حال که قادر به سخن نبود زندگی میکند تا اینکه روزی آرزو میکند که به زیارت امام رضا (ع) نائل آید و این آرزو را با اشاره به نزدیکان خود میفهماند . مادر وهمسر و برادری که در تهران زندگی میکرد به همراه عباس به مشهد مقدس عازم میشوند . یک هفته در مشهد میمانند و هر روز به زیارت مشرف میشوند تا اینکه روزی در منزل عباس امام رضا(ع) وامام زمان (عج) را در خواب میبیند و شفای کامل پیدا میکند
__________________
+نوشته شده در&دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 3 بعد از ظهر توسط احمد |

 

ترس از جن

آيا بايد از جنها ترسيد؟
برای در امان ماندن از آنها چه بايد كرد؟ ظرفيتها و عكس العملهای انسانها در ارتباط با موجودات ناشناخته بسيار متفاوت و غيرقابل
پيش بينی است. بنابر اعتقاداتی كه سينه به سينه و نسل به نسل منتقل شده همواره جن ها موجوداتی آزاردهنده و موجب شر و فساد بوده اند، هرگاه بيماری لاعلاجی پيش آمده و يا اتفاق غيرقابل توجيهی روی داده به جن و شيطان نسبت داده شده است. موارد زيادی از بيماران روان پريش ديده شده اند كه بيماری خود را ناشی از ديدن اين موجودات می‌دانند و از سوی اطرافيان جن زده لقب گرفته اند. مسلم است كه وحشت، ترس و اضطراب بيش از حد، موجب بسياری از اختلالات روحی و روانی خواهد شد. به راستی كدام انسان است كه در برخورد با اين موجودات بيم در دلش راه نيابد. ولی آيا می‌توان همه اين بيماريها را منسوب به جن و شياطين دانست؟ به طور حتم شما هم عارضه «آل زدگی» را به كرات از سالخوردگان شنيده ايد، عارضه ای كه مردم در ايام قديم و امروزه در برخی از روستاها و مناطق دورافتاده آن را باور داشته و معتقدند كه اين موجود جان زن زائو
و طفلش را به خطر می‌اندازد. (چنان كه چند سيخ پياز پوست كنده را در بالای سرزائو می‌گذاشتند تا آل و جن از بوی بد پياز فرار كرده و به زائو نزديك نشوند.) در حالی كه امروزه از طريق علمی ثابت شده است عامل بسياری از بيماری ها، ميكروب و موجودات
ميكروسكوپی بوده و وجود ميكروب و نفوذ آن در بدن ضعيف زائو و طفلش موجب بيماری می‌شده و خاصيت ميكروب زدايی پياز عامل سلامت و محافظت بوده و نه بوی بد آن. و يا عوام بيماری بسياری از كسانی كه به بيماری صرع گرفتارند را به
جن ها نسبت می‌دهند. حال اين ها تا چه حد واقعيت دارد، سوالی است كه می‌توان با استناد بر اين آيه آن را پاسخ گفت:
«آنان كه ربا می‌خورند، در قيامت چون كسانی از قبر برمی خيزند كه به افسون شيطان ديوانه شده اند». (سوره جن، آيه ۲۶ و ۲۷) نابراين بسياری از اعمال نادرست كه جنبه شيطانی دارند و در واقع در اثر نفوذ شيطان در روح انسان اعمال می‌شوند موجب اختلالات روحی، روانی گشته و در واقع يك جنون شيطانی را در فرد ايجاد می‌كنند.علامه طباطبايی (ره) می‌گويد: «تشبيهی كه در اين آيه شده كه رباخوار را به كسی تشبيه كرده كه از طريق تماس با شيطان ديوانه شده، خالی از اين معنا نيست كه چنين چيزی (يعنی ديوانه شدن) امری است ممكن، چون هر چند آيه شريفه دلالت ندارد كه همه ديوانگان در اثر «مس شيطان» ديوانه شده اند ولی اين قدر دلالت دارد كه بعضی از جنونها در اثر مس شيطان رخ می‌دهد». (سوره بقره، آيه ۲۷۵) شايد بهترين راه برای در امان ماندن از آزار جنيان بالا بردن دانش و آگاهی نسبت به آنهاست؛ چرا كه جنيان نيز مانند انسان، خوب و بد دارند و از آنجايی كه در ميان انسانها زندگی می‌كنند و تعدادشان نيز بسيار زيادتر از انسانهاست ديدار با آن ها برای هيچ كس غير ممكن نيست ولی چه بسا بسياری از اختلالات روحی، روانی كه به جسم هم آسيب جدی وارد می‌سازد، ناشی از ديدار با يك جن خوب و
نيكوكار بوده و تنها ترس از ديدار با اين موجود، فرد را دچار عارضه ساخته و هيچ قصد و عمدی از سوی جنيان در كار نبوده است.

+نوشته شده در&شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط احمد |

 

جن کیست؟

    يکی از آفريده های خداوند موجودی است به نام جن. اين موجود همانند انسان دارای تکليف است و هدف از خلقت او، همانند انسان، عبادت و بندگی خداوند است. قرآن در سوره ذاريات آيه۵۶ و سوره الرحمان آيه ۱۵ مي ‌فرمايد:«جن موجودی است که از آتش آفريده شده است.» (و خلق الجان من مارج من نار)
جن اگرچه موجودی است که قدرت انجام کارهای استثنايی و فوق العاده را دارد ولی از نظر وجودی، ضعيف‌تر از انسان و تحت تسخير اوست؛ چنان که می‌دانيم همين موجودات در حکومت حضرت سليمان پيامبر خداوند در تحت سلطه او بودند. پيامبری که از جنس انسان‌ها برانگيخته شود پيامبر جنيان نيز هست.
امامان معصوم عليه السلام که به اذن خداوند، قدرت تصرف بر هر چيزی را دارند، بر جنيان نيز مسلط هستند. در تاريخ زندگانی ائمه عليهم السلام موارد متعددی در اين مورد به چشم می خورد. گاهی نيز خود جنيان برای انجام خدمت و کمک اعلام آمادگی می‌نمودند، و پرسش‌های دينی و مشکلات خود را با مراجعه به امام برطرف می‌کردند، زيرا امام برای گروه جن نيز امام است.

خلاصه سخن آن که جنيان در تکليف و مسؤوليت‌ها و اختيار و اراده و ثواب و عقاب و رهسپار شدن به سوی بهشت و يا فرو افتادن در دوزخ با آدميان يکسان هستند .

بنابراين، اين سخن که "جنيان به معنای ميکروب و موجودات زنده ريز و ذره بينی هستند" باطل و نادرست است. آيا آنها هستند که با انسان ها و در رديف آنها به جهنم می‌روند؟ آيا ميکروب ها هستند که در مکه به حضور رسول خدا رسيدند و ايمان آوردند و آن محل اکنون به نام
مسجد جن موجود است و مستحب است که حاجيان در آنجا دو رکعت نماز گزارند؟

+نوشته شده در&شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 8 بعد از ظهر توسط احمد |

 

استاد علامه طباطبایی می فرمودند: « یک روز در جایی که من حضور داشتم و مشاهده می کردم ، سخن از این مساله به میان آمد که آیا جنیان می توانند از در بسته وارد شوند یا از صندوق سر بسته اشیایی بیرون آورند و ببرند یا خیر؟؟» یکی از حضار که خود در تسخیر جنیان مدعی بود می گفت: « جنیان می توانند از صندوق سر بسته و قفل زده شده، چیزهایی بیرون آورند.» در همان مجلس صندوق لباس بزرگی را که بقچه های لباس در آن بود به میان اتاق آوردند و چند قفل محکم بر در آن زدند و سپس مردی سنگین وزن هم بر روی آن نشست. ناگاه دیدم که بقچه های لباس همگی در خارج از صندوق روی زمین چیده شده است.بسیار متعجب شدیم.!! در این حال آن مرد قوی هیکل از روی صندوق برخاست قفل را باز کرد، چون در را باز کردند ، ما دیدیم که بقچه های لباس در آن نیست و صندوق خالی است.»!!!

+نوشته شده در&شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط احمد |